رد کردن لینک ها

تفاوت مشاوره و کوچینگ

من پریسا احمدی منش هستم.

کوچ  coach و مربی توانمندسازی

ومیخواهم در این مقاله درباره تفاوت های کوچینگ  با  مشاوره

و سایر ابزارهای حمایتی برای شما بنویسم

همانطور که می دانیم  ابزارهای حمایتی متعددی برای افراد و کسب و کارها وجود دارد که رایج ترین آنها موارد زیر است  :

  • مشاوره
  • کوچینگ
  • منتورینگ
  • آموزش
  • روان درمانی

در این مقاله به تفاوت کوچینگ با مشاوره و منتورینگ و روان درمانی  می پردازیم . این تفاوت ها به معنی برتری یکی به دیگری نیست. هرکدام از این روش ها در جای خود می توانند به شما کمک کنند اما با دانستن این تفاوتها می توانید انتخاب کنید در چه موقعیتی از چه روشی کمک بگیرید.

البته این روزها مشاوره گرفتن و رفتن به روان‌شناس برای افرادی که با مشکلات روانی،  احساسی، کاری یا خانوادگی روبه‌رو هستند، به امری رایج و عادی تبدیل شده است و بخشی روزمره از زندگی ما به حساب می‌آید اما داستان کوچینگ هنوز برای بسیاری از ما داستان ناآشنایی است که ابهامات زیادی در اطراف آن وجود دارد.

اما بطور خلاصه باید گفت کوچینگ برای افراد سالم وتوانمند که قصد دارند به خودشکوفایی بیشتری برسند مفید است.

کوچینگ اگرچه ریشه‌هایی در روانشناسی و مشاوره دارد اما تفاوت های زیادی میان آنها وجود دارد.

 

استعاره بالارفتن از کوه

برای این که بهتر بفهمیم کوچینگ چیست و چه تفاوتی با سایر ابزارهای حمایتی دارد ، می‌توان از استعاره‌ی کوه استفاده کرد.
فرض کنید هدف و مساله شما بالارفتن از کوه است ،  آیا شما به کوچ احتیاج دارید یا مشاور یا منتور ؟!

میتوان سه نقش مشاور ، منتور و کوچ را به صورت زیر تصور کرد :
1- کسی که پایین کوه می ایستد ، مشاور است .
مشاور تخصص دارد ولی شاید تجربه مسیر را نداشته باشد . مشاور با دانش و تخصصی که به فرد منتقل میکند به او کمک میکند تا کوه را بالا برود
2- کسی که بالای کوه می ایستد ، منتور است
منتور، تجربه طی راه را دارد و قبلا خودش راه را رفته است ، تجربه اش را به فرد منتقل میکند و به او کمک میکند از کوه بالا بیاید .
3- کوچ همراه فرد در کوه بالا می آید و او را در مسیر همراهی میکند بدون اینکه دانش و تخصصی به فرد منتقل کند

کوچ و کوچی( مخاطب کوچ ، کوچی نامیده می شود ) هر دو مانند کوهنوردهایی هستند که در حال بالاتر رفتن هستند. اما کوچ فقط کمی بالاتر از کوچی قرار گرفته و از جایی که قرار دارد دید بهتری نسبت به مسیر کوچی دارد. کوچ به کوچی کمک می‌کند مسیرش را سریع‌تر و مؤثرتر طی کند.
خود کوچی بدلیل نزدیک بودن زیاد، نمیتواند مسیر و زیر پای خود را خوب ببیند و در واقع بدلیل نزدیکی زیاد به مساله ،  جای پاها را نمیبیند و اصطلاحا نسبت به مساله خود کور شده است.

کوچ لازم نیست تخصص داشته باشد و تجربه طی راه را داشته باشد. او در مسیر همراه ما است و از بیرون نگاه میکند و می گوید پایت را اینجا بزار اینجا نزار …..چون از بیرون و دور نگاه میکند تمام زوایا را می بیند و به کوچی منتقل میکند .

کوچینگ برای من مناسب است یا مشاوره یا منتورینگ ؟

کوچینگ، وقتی مناسب است که:

  • قرار است خود مخاطب توانمند شده و قدرت حل مساله پیدا کند.
  • مخاطب فرصت کافی برای حل مساله دارد ( عجله ای در کار نیست بلکه قرار است ریشه ای به مسایل بپردازد )
  • مخاطب در مساله به حد کفایت، دانش و مهارت دارد.
  • مسائلی که نیاز به خلاقیت و نوآوری مخاطب است.

منتورینگ، وقتی مناسب است که:

  • در آن حوزه مخاطب تجربه ندارد ونیاز به گرفتن تجربه دیگران احساس می شود
  • مخاطب وارد کاری شده است که در آن تازه کار است.
  • مسائلی وجود دارد که مخاطب فرصت کافی برای حل آن ها را ندارد.

مشاوره، وقتی مناسب است که:

  • مخاطب تاکید بر توانمندسازی خودش ندارد
  • مخاطب فرصت کافی برای حل مساله ندارد.
  • مواردی وجود دارد که مخاطب در آن ها به حدکفایت ، دانش و مهارت ندارد.
  • مخاطب توان یا حوصله فکر کردن برای پیدا کردن راهکارها را ندارد.

 

مراجعه به روان شناس، وقتی مناسب است که:

  • مخاطب احساس کند دچار اختلالات روان یا اختلالات شخصیتی شده است .
  • گاهی ممکن است خود مخاطب این مساله را نداند و در طی جلسات کوچینگ ، نسبت به آن آگاهی پیدا کند.

 

کوچینگ در برابر مشاوره

“خودتان می‌دانید” در برابر “من می‌دانم”:

نقش کوچ (مربی) این است که همراه با شما کار کند، مربی آنجا است تا به شما کمک کند به خودتان و مسائل درونی‌تان پاسخ دهید. مربیان سؤالات هدفمندی را می‌پرسند و شما را به فکر کردن درباره پاسخ‌های صحیح ترغیب می‌کنند. درحالی‌که یک مشاور، متخصصی است که بر اساس تجزیه‌وتحلیل خود از وضعیت کنونی، پاسخ درست را به شما ارائه می‌دهد. مشاوران سعی می‌کنند سؤالات درستی بپرسند تا پاسخ صحیحی به شما دهند.

 سؤال پرسیدن در برابر راه‌حل دادن:

تمایز واضحی بین کوچ ( مربی) و مشاور وجود دارد. یک مربی خوب، قطعاً شنونده خوبی هم است. آنها به دنبال این هستند که با تفکر عمیق ، بدون پیش‌داوری مخاطبشان را درک کنند. بنابراین از مخاطب شان سؤال می‌پرسند و از این طریق مسیر را به آنان نشان می‌دهند .

 توانمندسازی در برابرِ دادن توصیه و پیشنهاد:

کوچ ها ( مربی ) برای تقویت توانایی مشتری در تصمیم‌گیری آموزش دیده‌اند. مربیان باتجربه می‌دانند که چگونه سؤالات مناسبی بپرسند تا انگیزه مشتری را برای اعمال راه‌حل‌های درست افزایش دهند و از این طریق در زندگی شخصی و کاری‌شان بهبود ایجاد کنند. این در حالی است که مشاوران برای ارائه مشاوره تخصصی در زمینه حرفه‌ای خود استخدام می‌شوند.

هر دو این خدمات ارائه شده توسط کوچ و مشاور می‌توانند برای شما کمک کننده باشد اگر بنحو صحیحی انتخاب گردد و مناسب شرایط شما و مساله شما باشد

 

کوچینگ برای چه افرادی مناسب است؟

در حد معقولی از سلامت روان برخوردارند

در حد معقولی ریسک‌پذیری دارند

تمایل به ایجاد تغییرات مثبت دارند

متوسطی از دانش و مهارت را در یک یا چند حوزه دارند

برای رسیدن به اهدافشان حاضر به صرف وقت و هزینه هستند

مسئولیت‌پذیری در قبال خودشان و دیگران دارند

 

کوچینگ در چه حوزه‌هایی قابل استفاده است؟

به طور کلی هر جا پای ایجاد تغییرات مثبت و رشد و خودشکوفایی در میان باشد، کوچینگ یک ابزار کارآمد و قدرتمند است.

از جمله رایج‌ترین موضوعاتی که کوچینگ برای آن‌ها استفاده می‌شود عبارتند از:

  • خودآگاهی و خودشناسی ( محصول کوچینگ ، خودآگاهی است )
  • انتخاب ها و تمیمات سخت ومهم
  • تعیین اهداف مناسب بر اساس آگاهی نسبت به موانع ومنابع شخصی
  • ایجاد عادات مثبت فردی (تنظیم خواب، افزایش بهره‌وری شخصی، کاهش وزن،…)
  • رسیدن به اهداف شخصی (نوشتن کتاب، یادگیری مهارت جدید، …)
  • رسیدن به اهداف کسب و کاری
  • انتخاب و تغییر مسیر شغلی
  • و هر مساله ای که ذهن شما را درگیر کرده است .
  • یا هر موضوعی که منجر به رشد بیشتر فرد و کسب وکار شود

به گفتگو بپیوندید

دو × پنج =